خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : مجهول قرن 5 و 6 )
13
نهج البلاغة ( فارسى )
هزل ، و علوّها سفل . ( 9 ) دار حرب و سلب ، و نهب و عطب . أهلها على ساق و سياق ، و لحاق و فراق . قد تحيّرت مذاهبها ، و أعجزت مهاربها ، و خانت مطالبها . ( 10 ) فأسلمتهم المعاقل ، و لفظتهم المنازل ، و أعيتهم المحاول : فمن ناج معقور ، و لحم مجزور ، و شلو مذبوح ، و دم مسفوح ، و عاضّ على يديه ، و صافق لكفيهّ ، و مرتفق بخديّه ، و زار على رأيه ، و راجع عن عزمه . ( 11 ) قد أدبرت الحيلة ، و أقبلت الغيلة ، حال او به خير و شر نقل كردن است ، و پاى سپردن او بلغزيد [ ن ] است ، و عزّت او حقارت است ، و جدّ آن بازى است ، و بالاى او زير است . ( 9 ) سراى غارت [ است و ] مال ربودن ، و غارت و هلاك ، اهل آن بر شدّت و سختى و راندن ، و رسيدن به گذشتگان و جدائى ، بدرستى كه نابديد شد جاى رفتن آن ، و عاجز گردانيد جاى گريزگاههاى [ دنيا ، جويندهء ] آن را ، و خيانت كرد جاى طلب كردن آن [ دنيا ، مردمان را ] . ( 10 ) پس وا سپرد ايشان را پناهگاههاى [ دنيا ] ، و بينداخت ايشان را منزل هاى [ آن ] ، و درمانده كرد ايشان را [ حيلههاى آن ] ، پس [ بعضى ] از ايشان ناجيانند جراحت رسيده [ از مصائب دنيا ] ، و [ بعضى چون ] گوشتى بريده [ شده از نوائب ] ، و عضوى ذبح كرده ، و خونى ريخته ، و دندان گيرنده از ندامت بر هر دو دست خود ، و به هم كوبنده [ است ] هر دو پنجهء خود را ، و تكيه كنند [ ه است دو دست خود را ] به دو رخ خود [ از حسرت ] ، و عيب كنند [ ه است ] بر راى خود ، و باز گردنده از عزم خود . ( 11 ) بدرستى كه پشت فرو كرد چاره ، و رو آورد هلاكت و